معنی ۱neutral · 84%
از زمان تولد در انسان یا حیوان وجود داشتن.
مثالهای طبیعی
The baby was born with a congenital heart condition.
نوزاد با یک بیماری قلبیِ مادرزادی به دنیا آمد.
His hearing loss is congenital, not caused by an accident.
کمشنوایی او مادرزادی است و بر اثر حادثه ایجاد نشده است.
Doctors identified the congenital disorder during routine screening.
پزشکان این اختلال مادرزادی را هنگام غربالگریِ معمول شناسایی کردند.
نکتهٔ کاربردی
congenital و hereditary یکی نیستند؛ برخی وضعیتهای مادرزادی ارثی نیستند.
