ازدحام بیش از حد در جادهها یا شبکهٔ حملونقل که باعث کند شدن رفتوآمد میشود
مثالهای طبیعی
Heavy congestion delayed the buses again.
ترافیک سنگین دوباره اتوبوسها را به تأخیر انداخت.
The council introduced measures to reduce congestion.
شورا اقداماتی برای کاهش ازدحام ترافیکی اجرا کرد.
Congestion increased after two lanes were closed.
پس از بسته شدن دو خط عبور، ترافیک سنگینتر شد.
نکتهٔ کاربردی
congestion در این معنا غیرقابلشمارش است. traffic congestion عبارت رایجی برای شلوغی بیش از حد جاده است؛ traffic jam یک نمونهٔ مشخص و قابلشمارش از گره ترافیکی است.
