متشکل از چند گروه یا بخشِ متفاوت که در یک مجموعه به هم پیوستهاند.
مثالهای طبیعی
The conglomerate corporation owns firms in several unrelated industries.
این شرکتِ بزرگِ چندرشتهای مالک شرکتهایی در چند صنعتِ نامرتبط است.
Under a conglomerate structure, subsidiaries often operate independently.
در ساختاری چندبخشی، شرکتهای زیرمجموعه اغلب مستقل فعالیت میکنند.
Analysts questioned the conglomerate model after the costly merger.
تحلیلگران پس از آن ادغام پرهزینه، مدلِ بنگاهِ چندرشتهای را زیر سؤال بردند.
نکتهٔ کاربردی
conglomerate بیشتر در نقش اسم برای شرکتِ بزرگ و متنوع به کار میرود؛ مثالهای این مدخل کاربرد صفتی آن را نشان میدهند.
