ترکیب خاصی از شرایط و رویدادها که همزمان رخ دادهاند.
مثالهای طبیعی
At this conjuncture, raising taxes could worsen the downturn.
در شرایط فعلی، افزایش مالیات میتواند رکود اقتصادی را بدتر کند.
An unusual conjuncture of events made the merger possible.
همزمانیِ مجموعهای نامعمول از رویدادها، ادغام دو شرکت را ممکن کرد.
Several conjunctures shaped the country’s changing alliances.
چند ترکیبِ خاص از شرایط، بر تغییر ائتلافهای کشور تأثیر گذاشتند.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در بحثهای رسمی سیاسی، اقتصادی و تاریخی به کار میرود.
