دارای پیوند خویشاوندیِ خونی با کسی از راه نیای مشترک.
مثالهای طبیعی
The records identified the two families as consanguineous.
اسناد نشان دادند این دو خانواده با یکدیگر خویشاوندیِ خونی دارند.
Consanguineous relatives may share rights under some inheritance rules.
خویشاوندانِ خونی ممکن است طبق برخی قوانین ارث، حقوق مشترکی داشته باشند.
A consanguineous marriage involves partners with shared ancestry.
ازدواجِ خویشاوندیِ خونی، ازدواج میان افرادی است که نیای مشترک دارند.
نکتهٔ کاربردی
این صفت نوع پیوند را نشان میدهد و بهتنهایی فاصلهٔ نسبی میان خویشاوندان را مشخص نمیکند.
