رابطهٔ خویشاوندی میان افرادی که نیای خونیِ مشترک دارند.
مثالهای طبیعی
Family records established their consanguinity.
اسناد خانوادگی نسبت خونیِ آنها را اثبات کردند.
The court examined the degree of consanguinity between claimants.
دادگاه درجهٔ خویشاوندیِ خونی میان مدعیان را بررسی کرد.
Consanguinity may matter when discussing inherited conditions.
هنگام بحث دربارهٔ بیماریهای ارثی، نسبتِ خونی ممکن است اهمیت داشته باشد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه خویشاوندیِ نسبی را توصیف میکند، نه پیوندی که تنها از ازدواج حاصل شده باشد.
