معنی ۱formal · 90%
توافق عمومی میان اعضای یک گروه پس از بحث یا بررسی
مثالهای طبیعی
The committee reached a consensus on the revised timetable.
کمیته دربارهٔ برنامهٔ زمانی اصلاحشده به اجماع رسید.
There is growing consensus about the main cause.
دربارهٔ علت اصلی، اجماع رو به افزایشی وجود دارد.
No consensus emerged after three hours of discussion.
پس از سه ساعت بحث هیچ اجماعی شکل نگرفت.
نکتهٔ کاربردی
`Consensus` لزوماً به معنی موافقت کامل همهٔ افراد نیست؛ منظور توافق عمومی و گسترده است.
