معنی ۱neutral · 89%
آنقدر زیاد از نظر مقدار، درجه یا اهمیت که قابلتوجه باشد
مثالهای طبیعی
The repairs required a considerable amount of money.
تعمیرات به مبلغ قابلتوجهی پول نیاز داشت.
Finishing the report took considerable effort from the team.
تمام کردن گزارش، تلاش قابلتوجهی از سوی تیم میطلبید.
The financial risk is considerable for a small company.
ریسک مالی برای یک شرکت کوچک قابلتوجه است.
نکتهٔ کاربردی
`Considerable` از `big` یا `large` رسمیتر است و اغلب با اسمهای انتزاعی مانند `effort`، `risk`، `influence` یا `amount` میآید.
