به مقدار یا درجهای زیاد و قابلتوجه
مثالهای طبیعی
Operating costs increased considerably during the winter.
هزینههای عملیاتی در طول زمستان بهطور قابلتوجهی افزایش یافت.
The new route is considerably shorter than the old one.
مسیر جدید بهطور قابلتوجهی کوتاهتر از مسیر قدیمی است.
Her revised report was considerably more detailed.
نسخهٔ بازنگریشدهٔ گزارش او بهمراتب جزئیات بیشتری داشت.
نکتهٔ کاربردی
`Considerably` اغلب مقایسهها و جملههای مربوط به تغییر را تقویت میکند، بهویژه در بافتهای رسمی یا خنثی.
