معنی ۱neutral · 85%
شخص یا سازمانی که برای دریافت کالای فرستادهشده از سوی شرکت حملونقل تعیین شده است.
مثالهای طبیعی
The consignee signed for the shipment at the port.
گیرندهٔ محموله در بندر، رسید تحویل بار را امضا کرد.
Please confirm the consignee before releasing these boxes.
لطفاً پیش از تحویل این جعبهها، هویت گیرندهٔ محموله را تأیید کنید.
Two consignees were listed on separate invoices.
در دو صورتحساب جداگانه، نام دو گیرندهٔ محموله درج شده بود.
نکتهٔ کاربردی
consignee کالا را دریافت میکند و consignor فرستندهٔ آن است. گیرنده لزوماً خریدار کالا نیست.
