مقدار مشخصی کالا که به مقصد یا گیرندهای دیگر فرستاده میشود.
مثالهای طبیعی
The consignment arrived at the warehouse before dawn.
محموله پیش از سپیدهدم به انبار رسید.
Three consignments remain at the border awaiting inspection.
سه محموله همچنان پشت مرز در انتظار بازرسی ماندهاند.
We expect a fresh consignment of shoes next week.
هفتهٔ آینده منتظر محمولهٔ تازهای از کفش هستیم.
نکتهٔ کاربردی
consignment به کل بار ارسالی بهعنوان یک واحد اشاره میکند و لزوماً به معنای یک بستهٔ تنها نیست.
