معنی ۱neutral · 90%
از اجزا یا اعضای مشخصی تشکیل شدن
مثالهای طبیعی
The course consists of six modules.
این دوره از شش بخش تشکیل شده است.
Lunch consisted of soup and bread.
ناهار شامل سوپ و نان بود.
The group consists of ten volunteers.
این گروه از ده داوطلب تشکیل شده است.
نکتهٔ کاربردی
صورت درست `consist of` است، نه `consist from`؛ همچنین از شکلهای مجهولی مانند `is consisted of` استفاده نمیشود.
ترکیبهای رایج
— از اجزای مشخصی تشکیل شدن

