دستگاه الکترونیکی طراحیشده برای انجام بازیهای ویدئویی.
مثالهای طبیعی
He asked for a new games console.
او درخواست یک کنسول بازی جدید کرد.
We connected the console to the living-room television.
کنسول را به تلویزیون اتاق نشیمن وصل کردیم.
Older consoles often run fewer modern games.
کنسولهای قدیمیتر اغلب بازیهای مدرن کمتری را اجرا میکنند.
نکتهٔ کاربردی
games console بهویژه در انگلیسی بریتانیایی رایج است؛ game console و gaming console هم به کار میروند.
