فرایند یکیکردن بخشها یا سازمانهای جداگانه در یک واحد.
مثالهای طبیعی
The consolidation of three departments reduced administrative costs.
ادغام سه بخش اداری، هزینههای اجرایی را کاهش داد.
Debt consolidation can simplify monthly repayments.
تجمیع بدهیها میتواند بازپرداختهای ماهانه را سادهتر کند.
Several consolidations left the institution with fewer campuses.
چند عملیات ادغام باعث شد مؤسسه در نهایت پردیسهای کمتری داشته باشد.
نکتهٔ کاربردی
برای اشاره به بخشهای ترکیبشده از consolidation of + entities استفاده کنید. debt consolidation هم رایج است. merger محدودتر است و اغلب به معاملهٔ ادغام دو شرکت مشخص اشاره دارد.
