گروهی از سازمانها که برای اجرای پروژه یا دستیابی به هدفی مشترک با هم همکاری میکنند.
مثالهای طبیعی
A consortium of firms won the rail contract.
کنسرسیومی از شرکتها قرارداد ساخت راهآهن را برنده شد.
The universities formed a consortium to share laboratory facilities.
دانشگاهها برای استفادهٔ مشترک از امکانات آزمایشگاهی یک کنسرسیوم تشکیل دادند.
Three consortia submitted proposals for the offshore wind farm.
سه کنسرسیوم برای مزرعهٔ بادی دریایی پیشنهادهایی ارائه کردند.
نکتهٔ کاربردی
کنسرسیوم گروهی برای همکاری است و تشکیل آن لزوماً به معنای ادغام کامل شرکتها در یک شرکت جدید نیست.
