معنی ۱neutral · 90%
نقشهای مخفی که دو یا چند نفر برای انجام کاری غیرقانونی یا زیانآور طرح میکنند
مثالهای طبیعی
Police uncovered a conspiracy to steal confidential data.
پلیس توطئهای برای سرقت دادههای محرمانه را کشف کرد.
The trial concerned a conspiracy against the government.
دادگاه به توطئهای علیه دولت مربوط بود.
The conspiracy involved several senior officials.
چند مقام ارشد در این توطئه نقش داشتند.
نکتهٔ کاربردی
`Conspiracy` به خودِ نقشهٔ مخفی اشاره دارد، درحالیکه `conspiracy theory` توضیح یا ادعایی است که وجود چنین نقشهٔ پنهانی را مطرح میکند.

