معنی ۱neutral · 85%
شخصی که همراه دیگران مخفیانه برای اقدامی زیانبار یا غیرقانونی نقشه میکشد.
مثالهای طبیعی
The judge sentenced the conspirator to five years.
قاضی توطئهگر را به پنج سال زندان محکوم کرد.
Several conspirators met secretly before the attempted coup.
چند توطئهگر پیش از تلاش برای کودتا مخفیانه با هم دیدار کردند.
She discovered that her colleague was a conspirator.
او فهمید که همکارش یکی از توطئهگران است.
نکتهٔ کاربردی
co-conspirator به دیگر شریکِ توطئه گفته میشود. صرف استفاده از conspirator نباید به معنی اثبات جرمِ شخص تلقی شود.
