وضعیتی که در آن دفع مدفوع دشوار است یا کمتر از حد معمول انجام میشود
مثالهای طبیعی
Constipation can occur as a side effect of this medicine.
یبوست میتواند از عوارض جانبی این دارو باشد.
She asked the pharmacist about constipation.
او دربارهٔ یبوست از داروساز سؤال کرد.
The doctor asked whether dehydration contributed to his constipation.
پزشک پرسید آیا کمآبی بدن در یبوست او نقش داشته است.
نکتهٔ کاربردی
میگوییم have constipation، suffer from constipation یا experience constipation؛ معمولاً a constipation درست نیست. صفت این وضعیت constipated است.
