مربوط به اصول بنیادین حکمرانی یا قانون اساسی یک کشور یا سازمان
مثالهای طبیعی
She specializes in constitutional law and public institutions.
او در حقوق قانون اساسی و نهادهای عمومی تخصص دارد.
The proposal triggered a wider constitutional debate.
این پیشنهاد بحث گستردهتری دربارهٔ قانون اساسی برانگیخت.
The dispute raised several constitutional questions.
این اختلاف چند پرسش مربوط به قانون اساسی ایجاد کرد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی موضوعهایی را مشخص میکند که به قانون اساسی یا نظام قانون اساسی مربوطاند.
