مفهومی ساختهشده برای توصیف یا توضیح چیزی، نه یک شیء مستقیماً قابلمشاهده
مثالهای طبیعی
The lecturer described identity as a social construct.
مدرس هویت را سازهای اجتماعی توصیف کرد.
Trust is a difficult construct to measure.
اعتماد سازهای است که اندازهگیریاش دشوار است.
Researchers refined their construct before surveying students.
پژوهشگران پیش از نظرسنجی از دانشجویان سازهٔ مفهومی خود را دقیقتر کردند.
نکتهٔ کاربردی
construct مفهومی است؛ structure میتواند نظم و ساختار چیزی واقعی یا فیزیکی باشد. تکیهٔ اسم construct بر هجای اول است.
