دفتری که نمایندگی یک کشور را در خارج بر عهده دارد، به شهروندانش کمک میکند و خدماتی مانند صدور ویزا ارائه میدهد.
مثالهای طبیعی
She called the consulate about a lost passport.
او دربارهٔ گذرنامهٔ گمشدهاش با کنسولگری تماس گرفت.
The consulate accepts appointments on weekdays.
کنسولگری در روزهای کاری برای مراجعه وقت میدهد.
Several countries maintain consulates in the city.
چند کشور در این شهر کنسولگری دارند.
نکتهٔ کاربردی
کنسولگری معمولاً خدمات کنسولی ارائه میدهد؛ سفارت اغلب نمایندگی اصلی دیپلماتیک یک کشور است.
