معنی ۱neutral · 90%
متخصصی که در برابر دریافت دستمزد به یک فرد یا سازمان مشاورهٔ حرفهای میدهد
مثالهای طبیعی
The company hired a consultant to improve its logistics.
شرکت یک مشاور استخدام کرد تا لجستیک خود را بهبود دهد.
She works as a consultant on digital security.
او بهعنوان مشاور امنیت دیجیتال کار میکند.
He became a consultant for the local council.
او مشاور شورای محلی شد.
نکتهٔ کاربردی
`Consultant` معمولاً به کسی اشاره دارد که برای مشاورهٔ تخصصی به کار گرفته میشود، نه یک کارمند عمومی و دائمی.

