وجود یا ورود مواد نامطلوب یا خطرناک که چیزی را ناخالص یا ناایمن میکنند.
مثالهای طبیعی
Tests found contamination in the drinking water.
آزمایشها وجود آلودگی را در آب آشامیدنی نشان دادند.
Separate cutting boards help prevent cross-contamination.
استفاده از تختههای برش جداگانه به جلوگیری از آلودگی متقاطع کمک میکند.
Soil contamination resulted from a chemical spill.
آلودگی خاک بر اثر نشت مواد شیمیایی ایجاد شد.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً غیرقابلشمارش است: contamination was detected، نه a contamination was detected در گزارشهای عادی.
