برای مدتی با دقت دربارهٔ یک امکان، تصمیم یا موضوع دشوار فکر کردن
مثالهای طبیعی
She contemplated leaving the company after the merger.
او پس از ادغام شرکت به ترک آن فکر کرد.
The board is contemplating a major expansion.
هیئتمدیره در حال بررسی یک توسعهٔ بزرگ است.
He contemplated what the decision might cost him.
او به این فکر کرد که این تصمیم ممکن است چه هزینهای برایش داشته باشد.
نکتهٔ کاربردی
`Contemplate` بررسی جدی و نسبتاً طولانی را میرساند، نه یک فکر سریع.
