چنان نادرست و غیراخلاقی که سزاوارِ انزجار و تحقیرِ شدید باشد.
مثالهای طبیعی
The company’s exploitation of vulnerable workers was contemptible.
سوءاستفادهٔ شرکت از کارگرانِ آسیبپذیر، رفتاری پست و نفرتانگیز بود.
His contemptible attempt to frame a teammate prompted suspension.
تلاشِ رذیلانهٔ او برای انداختنِ تقصیر به گردنِ همتیمیاش به محرومیتش انجامید.
Abandoning her during the crisis seemed especially contemptible.
رهاکردنِ آن زن در میانهٔ بحران، بهویژه رفتاری نفرتانگیز به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
Contemptible یعنی «سزاوارِ تحقیر»؛ contemptuous یعنی «تحقیرآمیز و نشاندهندهٔ تحقیر نسبت به دیگران».
