نشاندهندهٔ این باور که کسی یا چیزی شایستهٔ احترام چندانی نیست.
مثالهای طبیعی
The interviewer gave a contemptuous smile at his answer.
مصاحبهکننده در واکنش به پاسخ او پوزخندی تحقیرآمیز زد.
She sounded contemptuous of anyone who disagreed.
لحنش نسبت به هر کسی که مخالف بود، آکنده از تحقیر به نظر میرسید.
His remarks became increasingly contemptuous during the argument.
اظهارنظرهای او در طول بحث هرچه بیشتر رنگ تحقیر به خود گرفت.
نکتهٔ کاربردی
contemptuous یعنی «ابرازکنندهٔ تحقیر»؛ اما contemptible کسی یا چیزی را توصیف میکند که سزاوار تحقیر دانسته میشود.
