معنی ۱neutral · 90%
از یک وضعیت راضی بودن و میل شدیدی به تغییر آن نداشتن
مثالهای طبیعی
She seems content with her current role.
او از نقش فعلیاش راضی به نظر میرسد.
He was content to remain outside the spotlight.
او راضی بود که بیرون از مرکز توجه بماند.
They felt content after a quiet evening together.
آنها پس از یک شب آرام کنار هم احساس رضایت داشتند.
نکتهٔ کاربردی
`Content` از `delighted` یا `thrilled` آرامتر است و رضایتِ بیتنش را میرساند.
