ادعا یا نظری که کسی استدلال میکند درست است
مثالهای طبیعی
The author's central contention is difficult to support.
ادعای اصلی نویسنده بهسختی قابل پشتیبانی است.
The court rejected the contention that consent was implied.
دادگاه این ادعا را که رضایت ضمنی بوده، رد کرد.
His contention rests on two disputed assumptions.
ادعای او بر دو فرض مورد اختلاف استوار است.
نکتهٔ کاربردی
این معنی رسمی در مقالهها، استدلالهای حقوقی و بحثهای تحلیلی رایج است.
