چیزهایی که درون ظرف، اتاق یا فضای مشابه قرار دارند.
مثالهای طبیعی
The contents of my suitcase are missing.
محتویات چمدانم گم شده است.
She checked the box and listed its contents.
او جعبه را بررسی کرد و از محتویاتش فهرست برداشت.
All the contents spilled onto the floor.
تمام محتویات روی زمین ریخت.
نکتهٔ کاربردی
با contents فعل جمع مانند are بیاورید، نه is؛ یک وسیلهٔ منفرد item است، نه a contents.
