معنی ۱neutral · 85%
فردی که در یک رقابت یا مسابقه شرکت میکند.
مثالهای طبیعی
The final contestant answered every question correctly.
آخرین شرکتکننده به همهٔ سؤالها درست پاسخ داد.
Each contestant must submit two dishes.
هر شرکتکننده باید دو غذا ارائه کند.
Three contestants reached the last round.
سه شرکتکننده به دور پایانی رسیدند.
نکتهٔ کاربردی
contestant بر حضور فعال در رقابت تأکید میکند؛ spectator به کسی گفته میشود که تماشا میکند.
