مربوط به یک قاره، بهویژه بخش خشکیِ اصلی آن در برابر جزیرهها.
مثالهای طبیعی
We travelled across continental Europe by train.
ما با قطار سراسر اروپای قارهای را سفر کردیم.
The continental coastline stretches for thousands of kilometres.
خط ساحلیِ بخش اصلی قاره هزاران کیلومتر امتداد دارد.
Continental climates often have large seasonal temperature differences.
اقلیمهای قارهای اغلب تفاوت دمای زیادی بین فصلها دارند.
نکتهٔ کاربردی
continental Europe معمولاً به اروپای سرزمینی، در برابر جزایر، اشاره دارد؛ continental climate بیشتر برای نواحی دور از دریا به کار میرود.
