بهطور مکرر در یک بازهٔ زمانی، بهویژه وقتی همان اتفاق بارها تکرار میشود
مثالهای طبیعی
The application continually asks users to sign in again.
این برنامه مرتب از کاربران میخواهد دوباره وارد حساب شوند.
Deadlines were continually being moved without explanation.
مهلتها بدون توضیح پیدرپی جابهجا میشدند.
The same fault returned continually throughout the winter.
همان ایراد در طول زمستان مرتب دوباره ظاهر میشد.
نکتهٔ کاربردی
`Continually` اغلب رخدادهای مکرر همراه با فاصله را میرساند، در حالی که `continuously` بر بیوقفه بودن تأکید دارد.
