معنی ۱neutral · 86%
توافق رسمی میان افراد یا سازمانها که مشخص میکند هر طرف چه وظایفی دارد.
مثالهای طبیعی
I signed my employment contract yesterday.
دیروز قرارداد استخدامم را امضا کردم.
The contract includes the price and completion date.
قرارداد شامل قیمت و تاریخ تکمیل کار است.
Both companies renewed their contracts this spring.
هر دو شرکت بهار امسال قراردادهایشان را تمدید کردند.
نکتهٔ کاربردی
در اسم CON-tract تکیه روی هجای اول و در فعل con-TRACT معمولاً روی هجای دوم است.
