با جمعشدن اجزا، منقبض و از نظر فیزیکی کوچکتر یا سفتتر شده.
مثالهای طبیعی
The contracted muscle held the joint in place.
ماهیچهٔ منقبضشده مفصل را در جای خود نگه داشت.
Her pupils remained contracted in the bright light.
در نور شدید، مردمکهای چشم او همچنان تنگ و منقبض بودند.
The contracted tissue slowly relaxed as it warmed.
بافت منقبضشده با گرمشدن، آرامآرام شل شد.
نکتهٔ کاربردی
ماهیچهٔ contracted کوتاه یا سفت شده است؛ ماهیچهٔ شل و در حالت استراحت، منقبض نیست.
