فرد یا شرکتی که بر اساس قرارداد برای انجام کار یا ارائهٔ خدمات استخدام میشود
مثالهای طبیعی
The contractor completed the roof ahead of schedule.
پیمانکار سقف را زودتر از برنامه به پایان رساند.
She works as an independent contractor for several firms.
او بهعنوان پیمانکار مستقل برای چند شرکت کار میکند.
Two contractors were hired to upgrade the network.
دو پیمانکار برای ارتقای شبکه استخدام شدند.
نکتهٔ کاربردی
پیمانکار با رابطهٔ کاری مبتنی بر قرارداد تعریف میشود و معمولاً برای پروژه یا خدمتی مشخص کار میکند.
