وسیلهای با ظاهر غیرمعمول یا ساختاری پیچیده، بهخصوص وسیلهای که برای کاری مشخص ساخته شده است.
مثالهای طبیعی
His homemade contraption watered the plants while he travelled.
دستگاه دستساز و عجیب او وقتی در سفر بود، به گیاهان آب میداد.
What does that strange contraption actually do?
این وسیلهٔ عجیبوغریب واقعاً چه کاری انجام میدهد؟
Visitors tested several contraptions built from recycled materials.
بازدیدکنندگان چند دستگاه عجیبِ ساختهشده از مواد بازیافتی را آزمایش کردند.
نکتهٔ کاربردی
contraption کمی شوخیآمیز یا تحقیرآمیز است؛ device و machine واژههای خنثیتری هستند.
