contrary
A1صفت/US /kˈɑntrɛriː/ KÄNTR-ĕr-ē; UK /kˈɑntrɛriː/ KÄNTR-ĕr-ē/
ضد، مغایر، معکوس
JadoLearn Dictionary
معنی contrary به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ضد، مغایر، معکوس
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ناموافق
مخاصم، متخاصم، خصمانه
دشمنانه
ناساز، بدصدا، ناموزون
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.