اختلاف یا اتفاق غیرمنتظرهٔ نسبتاً کوچکی که موقعیتی خجالتآور یا معذبکننده ایجاد میکند.
مثالهای طبیعی
A contretemps over seating briefly interrupted the celebration.
اختلافِ کوچکی بر سرِ محل نشستن، جشن را برای مدتی کوتاه مختل کرد.
After a minor contretemps at reception, our stay improved.
پس از دردسرِ مختصری در بخش پذیرش، اقامت ما بهتر شد.
Two contretemps delayed the start of the meeting.
دو اتفاق ناخوشایندِ کوچک، شروع جلسه را به تأخیر انداخت.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در انگلیسی بریتانیایی و با لحنی نسبتاً رسمی یا شوخطبعانه دیده میشود.
