کمک، ایده یا کاری که فرد به فعالیت یا نتیجهای مشترک اضافه میکند.
مثالهای طبیعی
Her contribution improved the final report.
مشارکت او گزارش نهایی را بهتر کرد.
Everyone made a contribution to the discussion.
همه در بحث مشارکت کردند.
We thanked Alex for his valuable contributions.
از الکس بابت مشارکتهای ارزشمندش تشکر کردیم.
نکتهٔ کاربردی
مشارکت در کاری میتواند ایده، تلاش یا محصول کار باشد و لزوماً مالی نیست.
