واقعاً از رفتارِ نادرستِ خود پشیمان و اندوهگین بودن یا چنین احساسی را نشاندادن.
مثالهای طبیعی
The director sounded genuinely contrite about the misleading figures.
از لحنِ مدیر پیدا بود که بابتِ ارقامِ گمراهکننده واقعاً پشیمان است.
A contrite pupil offered to repair the damage.
دانشآموزی که از کردهٔ خود پشیمان بود پیشنهاد کرد خسارت را جبران کند.
She grew more contrite as the investigation unfolded.
هرچه تحقیقات جلوتر رفت، او بیشتر از کردهٔ خود ابرازِ پشیمانی میکرد.
نکتهٔ کاربردی
Contrite دربارهٔ احساسِ گناه و پشیمانی از خطای شخصی است، نه هر نوع ناراحتی و اندوه.
