شخصی که به دین یا مجموعهای تازه از باورها گرویده است.
مثالهای طبیعی
The new convert attended weekly services.
فرد تازهگرویده در مراسم مذهبی هفتگی شرکت کرد.
He was a convert to Buddhism.
او به آیین بودایی گرویده بود.
Many converts shared stories about changing faiths.
بسیاری از تازهگرویدگان تجربههای تغییر دین خود را بازگو کردند.
نکتهٔ کاربردی
در convert to، حرف اضافهٔ to باور جدید را معرفی میکند؛ تکیهٔ این اسم با فعل convert فرق دارد.
