معنی ۱neutral · 85%
دستگاه یا سامانهای که اشیا یا مواد را در مسیری مشخص جابهجا میکند.
مثالهای طبیعی
The conveyor carried suitcases towards the exit.
نقاله چمدانها را به سمت خروجی میبرد.
A conveyor stopped during the morning shift.
یکی از نقالهها در شیفت صبح متوقف شد.
Keep loose clothing away from moving conveyors.
لباسهای گشاد را از نقالههای در حال حرکت دور نگه دارید.
نکتهٔ کاربردی
conveyor به کل تجهیزِ حمل اشاره دارد؛ conveyor belt بیشتر نوع نواری آن یا خود نوار را مشخص میکند.
