convict
A1صفت/US /kˈɑnvɪkt/ KÄNV-ĭkt; UK /kˈɑnvɪkt/ KÄNV-ĭkt/
جانی، مجرم، محکوم
JadoLearn Dictionary
معنی convict به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جانی، مجرم، محکوم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جنایت آمیز، جنایت کار، جانی
جنایت کار، تبهکار، بزهکار
عوار، فساد، آک
قانع کردن، متقاعد کردن
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.