معنی ۱formal · 90%
در دادگاه بهطور رسمی کسی را مجرم شناختن
مثالهای طبیعی
The jury convicted him of fraud.
هیئت منصفه او را به جرم کلاهبرداری مجرم شناخت.
She was convicted of multiple offences last year.
او سال گذشته به چند جرم محکوم شد.
Prosecutors must prove guilt before a court can convict someone.
دادستانها باید پیش از آنکه دادگاه کسی را مجرم بشناسد، گناه او را ثابت کنند.
نکتهٔ کاربردی
`Convict` یافتهٔ دادگاه دربارهٔ مجرم بودن را بیان میکند، نه مجازات یا حکم بعدی را.
