باعث شدن کسی باور کند که چیزی درست است
مثالهای طبیعی
She convinced me that the plan would work.
او مرا متقاعد کرد که این برنامه موفق خواهد شد.
Police are convinced that he acted alone.
پلیس اطمینان دارد که او بهتنهایی عمل کرده است.
The evidence convinced everyone that she was right.
شواهد همه را متقاعد کرد که حق با او بود.
نکتهٔ کاربردی
پس از `convince`، معمولاً شخصی که متقاعد میشود پیش از جملهوارهٔ `that` میآید.

