معنی ۱neutral · 85%
همراه با حرکات ناگهانی و غیرارادی ماهیچهها.
مثالهای طبیعی
The nurse observed convulsive movements in his arms.
پرستار حرکات تشنجی را در بازوهای او مشاهده کرد.
Her laughter became convulsive near the end.
خندهاش نزدیک پایان به لرزش شدید و غیرارادی تبدیل شد.
A convulsive shudder ran through his body.
لرزی تشنجمانند سراسر بدنش را فرا گرفت.
نکتهٔ کاربردی
اغلب پیش از movement، shudder، laughter یا واکنش جسمی دیگری میآید.
