معنی ۱neutral · 95%
معنی این کاربرد: آشپز.
مثالهای طبیعی
My father is an excellent cook.
پدرم آشپز بسیار خوبی است.
The cook prepared lunch for twenty people.
آشپز برای بیست نفر ناهار آماده کرد.
Two cooks work in the small kitchen.
دو آشپز در آشپزخانهٔ کوچک کار میکنند.
نکتهٔ کاربردی
از cook در این معنی و با الگوهای نشاندادهشده در مثالها استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— ترکیب رایج با معنی مرتبط با «آشپز»

