معنی ۱neutral · 85%
کتابی شامل مواد لازم و دستور تهیهٔ غذاها.
مثالهای طبیعی
I bought my sister a vegetarian cookbook.
برای خواهرم یک کتاب آشپزی گیاهی خریدم.
The cookbook has a recipe for lemon cake.
در این کتاب آشپزی دستور کیک لیمویی وجود دارد.
Grandma keeps her old cookbooks on the shelf.
مادربزرگ کتابهای آشپزی قدیمیاش را روی قفسه نگه میدارد.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی آمریکایی cookbook یک کلمه است؛ recipe book و cookery book نیز جایگزینهای آن هستند.
