معنی ۱neutral · 88%
از گرمای چیزی کاسته شدن یا گرمای آن را کم کردن
مثالهای طبیعی
Let the cake cool before serving.
بگذار کیک پیش از سرو خنک شود.
The fridge quickly cooled the drinks.
یخچال نوشیدنیها را بهسرعت خنک کرد.
The air cooled after sunset.
پس از غروب خورشید، هوا خنک شد.
نکتهٔ کاربردی
`Cool` هم میتواند کاهش طبیعی دما را بیان کند و هم باعث کاهش دمای چیزی شدن را.
ترکیبهای رایج
— خنک شدن یا چیزی را خنک کردن

