معنی ۱neutral · 86%
باعث میشود چیزی کمتر گرم باشد یا احساس خنکی ایجاد کند.
مثالهای طبیعی
A cooling breeze came through the window.
نسیمی خنککننده از پنجره به داخل وزید.
The cooling drink felt refreshing.
نوشیدنی خنککننده حسابی طراوتبخش بود.
This gel is cooling on sunburned skin.
این ژل روی پوست آفتابسوخته احساس خنکی ایجاد میکند.
نکتهٔ کاربردی
cooling اثر خنک کردن را توصیف میکند، در حالی که cool به دما یا احساس خنکی اشاره دارد.
ترکیبهای رایج
— نسیمی که گرما را قابلتحملتر میکند
